کتابداران کویر

این وبلاگ مربوط به درد و دل یک دانشجوی کتابداری است ....

کتابداران کویر

این وبلاگ مربوط به درد و دل یک دانشجوی کتابداری است ....

شب یلدا : زیباترین شب سال

عاشق رنگ سیاه شب یلدام..

آخه از روشنی هیچ خیری ندیدم..

.

.

.

حالا که این زندگی شبیه مرگه...

بی امون عاشق این زندگی هستم


یادم میاد ترم سوم بود که ساکن خوابگاه فضیلت ( همه کار توش انجام میشد جز خواب) بودم. شب یلدا تقریبا نصف خوابگاه جمع شده بودن توی اتاقمون ( انقدر مهمون نوازیما ....) 


کلی خوردنی خریده بودیم  

بعد از دو سال باید یه اعتراف بکنم. مسئول خرید من و دوتا دیگه از بچه ها بودیم. بعد از اینکه همه چی خریدیم اندکی پول زیادی اومد . ما هم نامردی را در حق دوستان به اتمام رساندیم و مقداری شیرنی "تر" خریدیم ( فک کنم 2 کیلو میشد) و سه نفری نشستیم خوردیم !!!!  خداییش خیلی خوش مزه بود.... 


اون شب خیلی خوش گذشت. دوستان کارهایی انجام دادن که ...... آره


عاشق رنگ سیاه شب یلدام ..... 


آهنگی بسیار زیبا از رضا صادقی ... حتما دانلود کنید و گوش کنید

نظرات 6 + ارسال نظر
[ بدون نام ] دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:19 ب.ظ

راست میگه واحد ماسفرهه همچین سفره ای هم نبود. ولی یادمه برااینکه آب هندونه زمین نریزه یه چی انداخته بودیم.

[ بدون نام ] دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:15 ب.ظ

صد تا !!!!!!!!!!!! تا الآن تقریبا 22 سالشه بیاد 100 تا یلدا هم تجربه کنه میشه 122 ساله. پیری اگه زنده موندی بیا سر قبر ما یه فاتحه هم بخون ثواب داره.

نیازی شنبه 25 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 07:30 ب.ظ http://acopass.loxblog.com

مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشه

یا انارات ترش از آب دراد

یا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشه

یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه

مهم اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه

امیدوارم صد تا یلدا رو تجربه کنی . . .

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 02:56 ب.ظ

من که یادم نمیاد واحد 8 سفره انداخته باشه...

فقط یادمه همه خوراکیارو آوریدیم نشستیم پای لپتاپ تا نصف شب فیلم دیدیم....
در کل خوش گذشت امیدوارم امسال هم بهتر از پارسال باشه و به همگی خوش بگذره.

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 12:01 ق.ظ

با سلام
همین کارها را انجام دادید که به شیرینی خور حرفه ای مشهور هستید.
شاد باشید.

رخساره محمدی سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 05:06 ب.ظ

یه شب یلدای دیگه داره از راه می رسه که همه چشم انتظارشن.... پارسال که شب یلدای دانشجویی، شادیو غمش مخلوط بود. غم به خاطر اینکه ستایشمون تو بیمارستان بود و احتمال اینکه بره زیر تیغ جراحی زیاد بود... شادیشم به خاطر این بود که با بچه های انجمن اسلامی به همه ی 18 واحد باران 2 سر زدیم، تبریک گفتیم و از طرف انجمن نخود چی کشمش دادیم. بعضی از سفره ها مثل سفره ی شب یلدای واحد 8 واحد خودمون خیلی خوب بود. سفره شب یلدای واحد 12 هینا هم خیلی قشنگ بود اگه خانم قلی زاده عکسشو بذاره حتما می بینید همه چیو تزئین کرده بودن.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد