کتابداران کویر

این وبلاگ مربوط به درد و دل یک دانشجوی کتابداری است ....

کتابداران کویر

این وبلاگ مربوط به درد و دل یک دانشجوی کتابداری است ....

سوالات کنکور ارشد از سال 86 تا سال 92

سلام به دوستان عزیز

سوالات کنکور ارشد کتابداری از سال 86 تا سال 92 را میتوانید در لینک های زیر دانلود کنید. برخی از دفترچه های سوالات از وبلاگ آقای قاسمیان دانلود شده است که ایشان اجازه داده اند که این دفترچه ها در فضای اینترنت آپلود کنیم تا دیگران هم استفاده کنند. 


در امتحانات زندگیتان قبول شوید کنکور که چیزی نیست !!!


دانلود سوالات ارشد کتابداری سال 86


دانلود سوالات ارشد کتابداری سال 87


دانلود سوالات ارشد کتابداری سال 88


دانلود سوالات ارشد کتابداری سال 89


دانلود سوالات ارشد کتابداری سال 90


دانلود سوالات ارشد کتابداری سال 91

پاسخ نامه سال 91


دانلود سوالات ارشد کتابداری سال 92

پاسخ نامه سال 92


داستان من و غول کنکور !!!

تو اتوبوس نشسته بودم. هم همه ای برپا بود. صدای زنگ موبایل میومد ولی چرا کسی جواب نمیداد ؟ سمت راستمو نگاه کردم . پسری تقریبا به سن و سال خودم نشسته بود که گوشی تو دستش بود ولی جواب نمیداد. در این فکر بودم که چرا جواب نمیدهد که صدای خواهرم را شنیدم که میگفت داداش ! داداش گوشیت داره زنگ میخوره که از خواب پریدم. با چشمای خواب آلود به صفحه ی گوشیم نگاه کردم. ساعت 5:41 صبح را نشان میداد. خودم زنگ گذاشته بودم که به کنکورم برسم.

 حوزه ی امتحانی که باید در آنجا کنکور میدادم دانشگاه آزاد در شهرک غرب بود. برای همین باید زود راه می افتادم که دیر نرسم. 6:10 از خونه زده بودم بیرون که سوار تاکسی شدم که برم انقلاب و از اونجا برم شهرک غرب . ضلع شمالی میدان انقلاب تاکسی های شهرک غرب بودند. سوار شدم. صدای رادیو کم بود و حس لالایی بهم دست داده بود. اندکی چشمهایم را بستم که ناگهان راننده با صدای بلند ( البته چون خواب بودم فکر کردم صداش بلنده) گفت لطفا کرایه هاتون را آماده کنید که معطل نشوید. چقدر زود رسیدیم !!

ساعت 7 نشده بود. تقریبا نیم ساعت زود رسیده بودم. وارد دانشگاه شدم . ساختمان های جدید با معماری زیبا و حیاط بسیار زیبا و سرسبز.... اطرف را نگاه کردم که یکی از دوستانم را دیدم و کمی احساس آرامش کردم . دیدن یک آشنا میان چندتا غریبه واقعا لذت بخش است. وارد کلاس شدیم .

میانگین شرکت کنندگان کلاس تقریبا 35 یا 36 سال بود. من از همه جوان تر بودم. بلندگو اعلام کرد  مراقبان محترم لطفا برگه های نظر سنجی را پخش کنید  اما ما هنوز مراقب نداشتیم!!   شاید یادشون رفته بود ما هم کنکور داریم. بعد از چند دقیقه مردی که سیبیلی جو گندمی داشت وارد شد و برگه های نظر سنجی را پخش کرد. معلوم بود که تازه از خواب بیدار شده. 

دفترچه کنکور پخش شد. با خودم قرار گذاشته بودم زبان را آخر بزنم . شروع کردم به تست زدن درس مرجع شناسی. اولین سوال بلد بودم . خوشحال شدم و نیرو گرفتم . سوال دو و سه را زدم. سوال 4 مربوط به تفسیر قرآن بود. سوال 5 .... سوال 6 ... چند سوال پشست سر هم مربوط به قرآن و تقسیر قرآن بود. برای لحظه ای فکر کردم دارم امتحان ورودی حوزه میدم !!! بعضی درسها واقعا سخت بود. فناوری اطلاعات که خیلی سخت بود. منبعی که سوال داده بودند با منبعی که من خوانده بودم فرق داشت. ساعت 10:15 برگه پاسخ به مراقب که تازه خوابش پریده بود تحویل دادم و زدم بیرون. و با خستگی برگشتم خونه !!! 


بالاخره تموم شد.....  

امیدوارم نه تنها من بلکه تمام دوستام قبول بشن ( اونا هم مثل من خراب کردن    )

کنکور ارشد

سلام به تمام دوستان

پنجشنبه مورخ 27 / 11 / 90 امتحان کنکور ارشد به صورت آزمایشی دادم. زیاد سخت نبود البته من که چیزی نخونده بودم و کلا 50 تا تست بیشتر نزدم ( کلا 120 تا تست بود ).

اگر دوتا دونه کتاب مرجع شناسی نورالله مرادی و کتابخانه و کتابداری علی مزینانی را بخوانید تقریبا به نصف بیشتر سوالات جواب میدهید.

 برخی سوالات خیلی آسون بود مثلا "فیپا" یعنی چی؟ ولی برخی سوالات هم خیلی سخت بود و هرچی میخوندی اصلا نمیفهمیدی که چی داره میگه...


دوتا سوال هم از واریانس میاد پس خوب یاد بگیرید...


و نکته ی مهم دیگه :  هر نکته ای که استاد خوبم جناب آقای اصنافی در سر کلاس ها توضیح داده بودند در کنکور آماده بود.


ان شا الله که سال دیگه قبل از اینکه بریم سربازی یه کنکور خوب بدیم و یه جای خوب قبول بشیم.